تازه های خبر
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
کد خبر: ۳۵۶
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۶
گفتاری از احسان تقدسی مدیر مسئوول شفاف

قاليباف در دوران تبليغات رياست جمهوري تنها آن چيزهايي را گفت كه مي تواند انجام دهد. برنامه فضايي نداد و حاضر نشد معطوف به راي سخن بگويد. قاليباف آرمان خواهي ملت ايران را امري ستوده و بس خطير مي داند اما در عين حال معتقد است نمي شود بي عرضگي ها و ناكارامدي ها را به پاي آرمانخواهي نوشت.

 علي القاعده هر ايراني كه روز جمعه به پاي صندوق راي مي رود تا مدير اجرايي كشور براي چهار سال آينده را انتخاب كند، براي راي دادن يا ندادن به هركدام از كانديداها دليلي و حجتي دارد و بر اساس آن اقدام به انتخاب كرده است. قاليباف هم براي ما دليل و حجتي موجه است و با يقين قلبي از گذشته و حال او مي دانيم كه از راي خود پشيمان نمي شويم. اما چرا قاليباف؟

يك - كارنامه هركس بهترين ملاك و معيار براي شناخت عملكرد آينده افراد است. در زبان فارسي دو ضرب المثل مشهور داريم كه «آزموده را آزمودن خطاست» و «به عمل كار برآيد به سخنرانی نیست». در ميان شش كانديداي انتخابات كه در عرصه بزرگ روز جمعه حضور دارند، محمد باقر قاليباف نسبت به ديگران از كارنامه روشن تر و موفق تري برخوردار است. عملكرد موفق قاليباف هم در نيروي انتظامي و هم در قامت شهردار تهران بهترين دليل براي دفاع از وي است.

اگر قاليباف را در نظر نگيريم نامزدهاي انتخابات را مي توان به دو دسته تقسيم كرد: دسته اول آناني كه يا كارنامه مشخصي ندارند يا به جاي كارنامه مردم را به اعوان و انصار خود حواله مي دهند. دسته دوم كساني هستند كه وضعيت كنوني سياست خارجي و اقتصاد كشور چيز نيست جز عملكرد گذشته آنها. آنچه امروز بر سر سياست خارجي كشور آمده جز آن چيزي است كه برخي كانديداها نماينده آن شده اند؟

دوم- مردم «خسته» شده اند از بس از سياستمداران وعده شنيده اند و عمل نديده اند. بزرگترين حسن قاليباف اهل «شعار» نبودن وي است. حتي يك وعده عمل نشده را نيز نمي شود در كارنامه قاليباف هم در نيروي انتظامي و هم در شهرداري يافت. شهروندان تهراني حتما روزشمارهاي مشهور كنار پروژه هاي شهرداري را هم ديده اند كه نشان از زمان مانده تا پايان پروژه هاي بزرگ شهرداري داشت. پروژه هايي چون تونل توحيد، بزرگراه امام علي، بزرگراه صدر، راه اندازي هفت خط بزرگ بي آرتيف توسعه مترو و.... چيزي نبوده و نيست جز توان اجرايي و از آن مهمتر توان مديريتي قاليباف.

سوم- اگر سياست را به معناي مشهور آن يعني دروغ گفتن به مردم، وعده هاي غير عملي و فضايي دادن براي كسب راي، وعده اصلاح صدروزه و يك ماهه اقتصاد – كه رايج همه سياست بازان دنياست- بدانيم، قاليباف «اهل اين سياست» نيست ولي اگر معناي سياست تلاش براي بهبود وضع معيشت مردم، حضور مردم در حكومت – و نه فقط وقت راي دادن- اثبات كارآمدي دين در اداره امور جامعه، دروغ نگفتن به مردم و... باشد قاليباف «سياستمداري» تمام عيار است.

 قاليباف در دوران تبليغات رياست جمهوري تنها آن چيزهايي را گفت كه مي تواند انجام دهد. برنامه فضايي نداد و حاضر نشد معطوف به راي سخن بگويد. قاليباف آرمان خواهي ملت ايران را امري ستوده و بس خطير مي داند اما در عين حال معتقد است نمي شود بي عرضگي ها و ناكارامدي ها را به پاي آرمانخواهي نوشت.

چهارم- رضايت رهبر عزيز انقلاب از عملكرد قاليباف در نيروي انتظامي و تقدير ايشان از عملكرد وي در شهرداري را چگونه تعبير مي توان كرد؟ رضايت مراجع بزرگوار قم كه محل رجوع مردم هستند و تقدير آنها از قاليباف چه پيامي جز رفتار جهادگونه قاليباف در عرصه مديريت شهري دارد؟ اين را بگذاريد كنار موج گسترده تخريب شبكه هاي فارسي زبان غربي و فريادهاي واويلاي تايمز اسرائيل از احتمال پيروزي قاليباف در انتخابات كه اگر شهردار تهران، رئيس جمهوري ايران شود و بخواهد همان كاري كه در تهران كرد در ايران هم بكند...

پنجم- براي قاليباف جنگ تمام شد ولي دفاع مقدس تمام نشد. از شلمچه كه آمد همان روحيه و پشتكار دفاع مقدس را به شهر كشيد. آن روزهايي كه ايران عزيز به مرد ميدان نياز داشت قاليباف بود و همرزمانش و چه مي شود كرد و ناله به كجا توان كرد كه امروز كساني كه عكسي با لباس خاكي در روزهاي خونين خرمشهر، سوسنگرد و كربلاي پنج ندارند، داعيه دار انقلابي گري شده اند.

روزجمعه روز سرنوشت است. فرصت آزمون و خطا نيست. بياييد طرحي نو دراندازيم.



منبع: شفاف
نام:
ایمیل:
* نظر: